Sunday, April 30, 2006
|
جناب سليماني! مردم به وزارتخانه شما اعتماد دارند؟
دكتر محمد سليماني وزير محترم ارتباطات و فناوري اطلاعات از جمله مديراني است كه اعتقاد و اعتماد چنداني به بخش خصوصي در برنامههايش از خود بروز نميدهد. البته داشتن اين نگاه لزوما منفي نيست، و اگر مبتني بر تحليل اقتصادي و اجتماعي باشد، قابل توجه و بررسي است. تا جايي كه من سخنان ايشان را پيگيري، و دلايل ايشان را مورد توجه قرار دادهام، ميدانم كه در دو سه مقطع به صراحت اين موضوع را گفته است، اما جالبتر از موضوع، نحوه استدلال ايشان است، ببينيد:
«مردم به بخش خصوصي ديد مثبتي ندارند. به عنوان مثال در روزهاي ابتدايي ثبتنامهاي نوبت گذشته تلفن همراه مردم به جاي رجوع به دفاتر خدمات ارتباطي براي ثبتنام به ادارات دولتي پست مراجعه ميكردند.» لينك وزير محترم مجددا همين نحوه احتجاج را عينا در مصاحبه با روزنامه دنياي اقتصاد هم تكرار كرده است: «به عنوان مثال ما در ثبتنام تلفنهمراه اعلام كرديم تمام ثبتنامها در دفاتر خدماتي انجام شود و بخش پست ما درگير اين موضوع نشود و تمامي امور توسط بخش خصوصي انجام شود. اما در همان روزهاي اول و دوم با مشكل مواجه شديم، چون مردم اعتمادي به بخش خصوصي نداشتند» لينك
متاسفانه منطق اين استدلال چندان قوي نيست، مضافا اين كه اصولا با واقعيت هم چندان مطابق نيست. آيا همه اعتماد به بخش خصوصي را فقط در همين يك مثال ميتوان ديد؟ اگر مردم به جاي مراجعه به مراكز اصلي مربوط به خود دولت كه از دورههاي پيش و به صورت سنتي مسئول همين كار بوده، ترجيح نميدهند كه به مراكز جديد بخش خصوصي بروند، چرا اين مسئله را به طور مطلق به بياعتمادي مردم به اين بخش تفسير كنيم؟ آيا تمام توان و پتانسيل بخش خصوصي فقط در همين مثال نهفته است؟ اگر واقعا بخش خصوصي را در انجام عمليات سادهاي مانند ردوبدل كردن مقداري پول و صدور يك فيش ناقابل(كه نيازي به تخصص و تحصيلات هم ندارد) ناتوان بدانيم، ديگر چه جاي سپردن كارهاي كلان كشور به دست مردم؟ آيا مهمترين جلوه عدالت اين نيست كه كار مردم به خودشان سپرده شود؟ يعني صلاحيت اين را ندارند؟ آن وقت است كه بحث به جاهاي دقيقتر(و البته باريكتر) خواهد كشيد!
حالا فرض كنيد با همين استدلال به ارزيابي رابطه مردم و اين وزارتخانه برويم: پنجاه هزار نفر در روز اول فيش تلفن همراهشان را پس دادند. مديرعامل شركت پست گفت: در دوره قبلي ثبتنام نزديك به 20 درصد مردم پول تلفن همراه خود را مسترد كردند. لينك
حال كه پنجاه هزار نفر آن هم فقط در روز اول هجوم آورده و پول خود را بازپس گرفتهاند، و اين عدد احتمالا به بيش از بيست درصد دوره پيش خواهد رسيد، آيا با اين نوع نگاه وزير محترم، اين مسئله دليل بر اعتماد مردم به وزارتخانه است يا بياعتمادي؟
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Mahmoud
| 5:44:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
|
ايوَل دومين
در حاشيه مراسم تقدير سازمان نظام صنفي از مهندس جهانگرد، کارتهاي اشتراک رايگان هفته نامه بزرگراه فناوري پخش مي شد. اولين چيزي که توجه من رو جلب کرد، دومين اين هفته نامه بود که با فونت بزرگ بر روي کارت چاپ شده بود. itnews.com. به محمود گفتم عجب دومينيه. اينو چطور گرفتن. کلي در مورد اينکه اين IT و ICT بازي ها ساخته پرداخته ايراني هاست و اين مخفف ها از قرار معلوم توسط ايراني هاست که هي تکرار ميشه و بهش آب و تاب داده ميشه، صحبت کرديم. امشب رفتم سري به اين دومين بزنم. ديدم ميره computerword.com . از چهار حال خارج نيست: 1- اشتباه چاپي بوده. پسوند هاي ir و بقيه پسوندهاي رايج رو چک کردم. نتيجه نداد. 2- شايد اين دومين خريداري شده، ولي هنوز به ايران نرسيده (اصطلاحاً تو راهه) 3- شايد اين هفته نامه نسخه ايراني computerworld باشه. که اگه اينطور باشه هم من از فردا دومينم PCWorld.com هست (چند تا دومين هم براي شما سراغ دارم. اگه صفو به هم نزنين به همه ميرسه :) ). 4- آقا خالي نبند !
يک سوال: من يادم رفت اين کارتو در هنگام خروج به متصدي نشريه تحويل بفرمايم، حالا چيکار کنم؟
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Ata Khalighi Sigaroudi
| 12:44:00 AM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Thursday, April 27, 2006
|
|
شرکت فناوری اطلاعات (شرکت ارتباطات داده های سابق) متولی شبکه دیتا است نه اینترنت خالی از هرکسی می پرسید وظیفه شرکت دیتا چیست؟ اولین جوابی که می دهد تامین اینترنت! است، در صورتی که شرکت دیتا وظیفه تامین شبکه آی پی كشور را بر عهده دارد و اين اصلي ترين وظيفه آن شركت است. بحث كاربردها و Application زياد جزو وظايف اين شركت نيست. (حالا با توجه به تغيير نامي هم كه اين شركت داشته و يك معاونت هم به نام آي تي دارد الان همه اعتراض مي كنند كه نه وظيفه اين شركت كاربرد است، ولي توسعه كاربردها را بخش خصوصي بايد دنبال كند و اين شركت فقط بايستي زيرساخت شبكه آي پي را با همكاري شركت زيرساخت آماده كند) حال كه آقاي رشيدي استعفا داده است مدير عامل جديدي كه منصوب مي شود بايد ديد شبكه اي داشته باشد براي تامين و گسترش شبكه آي پي كشور. من فكر مي كنم آقايان بايد كسي را براي اين كار انتخاب كنند كه متخصص شبكه باشد. و بتواند شبكه اي در خور اين ملت بر روي شبكه فيبر نوري موجود بنا كند. كه بتوان بر روي اين شبكه هم اينترنت را ارايه داد هم كاربردهاي الكترونيكي و سروريس هاي ارزش افزوده را
|
|
|
نوشته شده
توسط:
behnam
| 6:46:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Wednesday, April 26, 2006
|
خانم ها از عرش تا تشت
اپيزود 1: دستور رييسجمهور براي ايجاد شرايط حضور بانوان در ورزشگاهها؛ نامهي دكتر احمدي نژاد و گفتوگوهاي ايسنا با خادم، فراهاني، ميرمرادزهي و جعفري
همون اپيزود قبلي: دستور رييس جمهوري مورد استقبال بانوان ورزشي نويس كشور قرار گرفت
اپيزود 2: عليآبادي:طرح ورود بانوان به ورزشگاهها فقط خانوادهها را در بر ميگيرد
اپيزود 3: *اعتراض برخي مراجع و علما به حضور زنان در ورزشگاهها* رييس جمهوري بايد براي تصميمگيري درمسائل مذهبي با مراجع مشورت كند
جداً دلم سوخت.
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Ata Khalighi Sigaroudi
| 10:12:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
|
|
سایت وزارت ارتباطات هر روز بهتر از دیروز داشتم سایت وزارت ارتباطات را نگاه می کردم یک مقاله ای دیدم در خصوص همگرا کردن شبکه ها به قلم آقای مهندس آقاملایی مدیرکل سابق طرح و مهندسی انتقال، جالب بود و نکات جالبی داشت مثل این که سایت وزارت روز به روز داره بهتر می شه و مقالات خوبی روی آن گذاشته می شود هرچند انتقاداتی به برخی از خبرهای آن وجود دارد ولی از حق هم نمی شه گذشت نسبت به قبل خیلی بهتر شده ولی هنوز باید روی آن کار شود لینک مقاله مذکور را در زیر آوردم
|
|
|
نوشته شده
توسط:
behnam
| 7:04:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Tuesday, April 25, 2006
|
وعدهها متناسب با مسئوليتهاست
- غفاريان رئيس هيئت مديره شركت مخابرات ايران: كيفيت تلفن همراه، 6 ماه ديگر بهبود خواهد يافت. لينك - سليماني وزير ارتباطات وفناوري اطلاعات: كيفيت تلفن همراه تا پايان سال «مطلوب» خواهد شد. لينك
نتيجه: با توجه به تفاوت زمان مورد نظر هر كدام از اين مديران محترم -كه با مسئوليت هر كدام تناسب مستقيم دارد- بايد دعا كرد كه مثلا رييس جمهور در اين زمينه نظر ندهد، زيرا به اين ترتيب نظر ايشان كمتر از 2 سال نخواهد بود...
|
|
|
نوشته شده
توسط:
CCW
| 2:16:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Monday, April 24, 2006
|
جناب ابوطالب و ماهواره
دوران انتخابات مجلس هفتم بود و بازار گرم تبليغات. فکر کنم اين اولين دوره انتخابات بود که به تبليغات اينترنتي نگاه جدي تري شده بود و نامزدهاي انتخاباتي تمايل بيشتري براي اينگونه تبليغات از خودشون نشون ميدادن. در آن زمان من مسئوليت تبليغات سرويس پرشين بلاگ رو بر عهده داشتم. تلفني به ما شد که آقاي ابوطالب نامزد انتخابات هستند و مي خوان توي سايت شما تبليغ بدن. اين ستاد قبلاً هم براي آزادي ايشان و همکارشون به ما تبليغ داده بودند (ايشون و همکارشون در عراق توسط نيروهاي آمريکايي دستگير شده بودند). قرار بر اين شد که جلسه اي با ايشون داشته باشم. قرار گذاشتم و رفتم. در اين جلسه بحث وبلاگ ها و آزادي رسانه ها و حد و حدود اين آزادي ها مطرح شد. جالب اين بود که خود ايشون اين بحث رو شروع کردن. البته دليلشم اين بود که معتقد بودن، شما (اون موقع يعني پرشين بلاگ) بايد براي من مجاني هم تبليغ کنيد. چون من به عنوان يکي از اعضاي فرهنگي حزبم وقتي به مجلس بريم از آزادي رسانه ها (اينو تاکيد مي کنم، ايشون گفتن همه رو آزاد مي کنيم!) به شدت دفاع خواهم کرد و شما هم به عنوان يک رسانه از اين بابت سود خواهيد کرد. منم با خودم گفتم، کمي تخفيف مي ديم در راستاي آزادي بيان در اينترنت. توي اون جلسه من گفتم حالا کي به حزب شما راي ميده؟(همه حضار خنديدن) بعد ايشون گفت من نفر هفتم در تهران خواهم شد. الان دقيق يادم نيست ولي به نظرم ايشون دقيقاً در تهران نفر هفتم شد (الان اون خنده دست جمعي بيشتر برام معني داره). تا حالا من نتونستم بفهمم چطور ميشه در اون جو انتخاباتي اينگونه دقيق نتيجه رو حدس زد. دست مريزاد داره به خدا. از ايشون خبري آنچنان داغي نبود تا اين خبر (*طرح استفاده مديريت شده از ماهواره تهيه شد* بر اساس اين طرح: استفادهكنندگان 5 تا50 ميليون ريال جريمه ميشوند صداوسيما موظف به پخش برنامههاي ماهواره ميشود). من موندم که عقايد افراد چقدر ميتونه تحت تاثير جو حاکم قرار بگيره و يا اينکه اخلاق سياسي اينگونه مي طلبه که گاهي اوقات بر خلاف اون چيزي که بهش اعتقاد داري و يا براي رسيدن به هدفت، براي چندرغاز اينگونه علني چيز ديگري بگي (اسمشو دروغ نمي زارم). به هر حال دنياي سياست است و منافع و ارزشها.
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Ata Khalighi Sigaroudi
| 10:47:00 AM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
|
تراكم برنامههاي فناوري اطلاعات در ايران !
- تدوين نظام جامع فناوري اطلاعات ايران (عبدالمجيد رياضي معاون وزير ICT و دبير شوراي عالي فناوري اطلاعات: تا انتهاي شهريور ماه به دنبال يك جمعبندي در زمينه نظام توسعه فناوري اطلاعات كشور هستيم و از كليه كساني كه در اين زمينه فعاليتي انجام دادهاند نيز ميخواهيم اطلاعاتشان را به ما بدهند) - تكفا 2 (پروژه مطالعه و تدوين برنامه تكفا2 همچنان ادامه يابد، با مسئوليت نصرالله جهانگرد) - طرح جامع فناوري اطلاعات در حوزه فرهنگ تدوين ميشود (حميد شهرياري دبير جديد شوراي عالي اطلاعرساني: بنا دارم كه يك طرح جامع فناوري اطلاعات در حوزه فرهنگ به كمك نهادهاي مدني و فرهنگي تدوين كنم كه يكي از كارهاي بنيادي جديد شوراي عالي اطلاعرساني خواهد بود) - ...
|
|
|
نوشته شده
توسط:
CCW
| 9:44:00 AM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Saturday, April 22, 2006
|
حاشيههاي يك مراسم
مراسم شلوغ و مهمي مانند تقدير از «جهانگرد» و «سپهريراد» توسط سازمان نظام صنفي، با حضور كلي شركت و شخصيت و خبرنگار، اصلا ميتواند بدون حاشيه باشد؟؟ ابدا (لطفا جدي نگيريد!)
• رسيدن عبدالمجيد رياضي دقيقا در پايان مراسم، يعني زماني كه ملت از جا كنده شدهاند كه بروند براي يك پذيرايي مختصر و بعد هم ترك مراسم، اولين حاشيه. به هر حال مسعود عزيز، خسته نباشي! هرچند به نظرم رياضي اصولا غيرقابل پيشبيني است. از آن ماچ آبدارش با جهانگرد هم ظاهرا هيچ عكاسي عكس نگرفت. راستي آقاي سعيدي منظورت از اين «رياضت» چه بود؟ • براي يك روزنامهنگار، بايد مهمترين حاشيهها مربوط به حوزه مطبوعات باشد: هفتهنامه عصر ارتباط آمده با لوح تقدير، هفتهنامه علم روز هم گرم گزارش و عكاسي، هفتهنامه جديدالورود بزرگراه فناوري هم مشغول تبليغات و پخش برگههاي اشتراك رايگان. كلونيهاي جديد مطبوعاتي در حوزه آيتي دارند شكل ميگيرند؟ به ويژه در ميدان هفتهنامهها؟ با اين يار و ياركشي و تبليغات، چرا كه نه! تازه روزنامه فناوران اطلاعات هم كه دارد جان ميگيرد، حيف كه ما يك «ايمان بيك» بيشتر نداريم! طبيعي است كه در اين فضا گفتوگوها و نگاهها و كنجكاويها، معنادار باشد، موافق نيستيد؟ • امروز جهانگرد خيلي راحتتر تن به عكس جمعي با خبرنگاران ميدهد، و فوري به جمع ميپيوندد، و صبر تا چندين عكس بافلاش و بيفلاش. او احساساتي است. شب دوم جهانگرد. • سعيدي خيلي رنگ و رو رفته است، ضعف در او هويداست، از آن شوخ و شنگي در اجراي يك تنه همه مراسمات(عجب كلمه غلط مسخره خوشآهنگي!) خبري نيست، هر چند خودش آن را جدي نميداند. به هر حال متن مكتوب سخنانش خيلي به آن ادبيات هميشگياش كه گويا متعلق به زمان غزنويان است نميماند. • آقاي مظلوم! باور كن كه همه به آن سبيل عادت كرده بودند، چرا ميخواهي همه را اذيت كني؟ آشناييزدايي؟ مال فيلمهاي روشنفكرانه است! • دارم فكر ميكنم كه براي نشان دادن مقبوليت اين چهرهها، آيا لازم بود كه اين همه جايزهبده رديف شوند، تند و تند بروند بالا و بدهند و بيايند پايين؟ اسمها هم گاهي قر و قاطي شود، و مديران شركتهاي بزرگ كه براي خودشان كبكبه و دبدبهاي دارند، آن بالا در ترافيك گير كنند و مانند يك پسربچه مظلوم منتظر نوبت بايستند؟(از آن فيلمهايي كه ديدن آن با دور تند خيلي حال ميدهد) بابا فلان شركت درجا چند مراسم اينجوري را ميخرد و ميفروشد! ايمان بياوريم به قدرت افسانهاي سعيدي! بايد مراسمي برپا شود و جهانگرد از سعيدي تقدير كند. چه ايرادي دارد؟ • طبيعي است كه اعضاي مجمع تشكلهاي IT ديگر نميتوانند بيايند اينجا و يواشكي يك استند تبليغاتي خودشان را بگذارند آن بالا، ولي شايد مدتي ديگر يك همچو مراسمي براي مثلا شهرياري يا رياضي برگزار كردند. • راستي اگر در دادن تقديرنامه و تشويق، ما ملت اينقدر پيشتازيم و اهل رقابت، پس «جامعهشناسي نخبهكشي» چه گفته بود؟ هيچ! يحتمل خوابنما شده بود! • هداياي جهانگرد و سپهريراد بالاي سن دارد كمكم تپه ميشود، راستي اگر با هم قاطي شوند چكار ميكنند؟ دعوا ميشود؟ اين دو كه كمي رقابت هم با هم داشتند! راستي عطا اون جعبه بزرگ چيست؟ پرينتر عكس؟؟ خوش به حال جهانگرد!(و سجاد!) • فرض كنيد در سفر اجلاس جامعه اطلاعاتي تونس، با وجود فراهم بودن امكان سفر برايتان، به خاطر اعتراض به بيبرنامگي و ريختوپاش در متصديان سفر، قيد آن را بزنيد و بگوييد:«بيخيال، چندان مهم نيست» حالا در پايان مراسم امروز حجتالله مديريان را ببينيد كه بگويد براي دومين بار با هزينه خودش به اين اجلاس رفته، و راضي هم بوده، چه جور حسي به آدم دست ميدهد؟ • يك سؤال تاريخي-فلسفي: راستي مديران شركتها چرا در اين مراسمات(!!) اينقدر خندان و خوش اخلاقند؟؟ • نطق دكتر گويآبادي را من با 2 موضوع ميتوانم توجيه كنم: تلاش براي تطهيرش با توجه به حرف و حديثهاي فراوان در بارهاش در طول برنامه تكفا، و تبليغ پروژه كارت هوشمند سوخت! پس دلمان بايد براي اين پروژه هم بسوزد. ميگفت: مهندس جهانگرد را زماني بيشتر و بهتر شناختم كه با ايشان چند شب تا صبح بيدار بوديم! باور كنيد كه همين را گفت! • دوستان خوب روزنامهنگار! بپذيريم كه قافيه را باختيم و عقب مانديم. درست است كه در جايزه چهره برتر آيتي همه حضور داشتيم، ولي خوب زماني كه [...] هم يك يادبود به جهانگرد ميدهد، افت ندارد ما كاري نكنيم و فرصت را از دست بدهيم؟ شايد جهانگرد و سپهريراد هم آرزو به دل ماندند! يك پاكت ساده ميداديم با اين مضمون كه: «يك قاب لوح باشد طلبتان، به زودي ميخريم و ميفرستيم!» • منتظر بودم سپهريراد در لابي باز هم بپرسد: آقاي اروجزاده اين ايتنا هنوز ورشكست نشده؟ نپرسيد، ولي چون در چشمانش خواندم، پيشدستي ميكنم: آقاي دكتر! ايتنا هنوز ورشكست نشده! • به قول يكي: نكند اين از نخستين آثار رفتن جهانگرد باشد كه انجمن نتوانست حتا به اعضايش شام بدهد!
 اين يكي شكسته، بزارش توي وسايل جناب دكتر
 تا جناب مهندس مشغول سخنرانيست من برم
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Mahmoud
| 11:48:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
|
استقلال قهرمان ليگ برتر فوتبال و ريا!
 ليگ برتر فوتبال ايران روز جمعه به پايان رسيد. در طول اين ليگ اگر فقط چند دفعه به برنامه نود نگاه ميکرديد، به کلکسيوني از اتهامات درست و غلط بازيکنان و مربيان و داوران بر مي خورديد که در برخي موارد به راحتي مي شد دروغ بودن اونا رو تشخيص داد (يا در برنامه ثابت مي شد). اينگونه رفتار حاکي از جو حاکم بر ورزش حرفه اي و البته باشکاه هاي فرهنگي ورزشي ما دارد (البته منظورم مديران مومن، اخلاقي و ارزشي آنها نيست). اما پايان ليگ حرفه اي فوتبال و مراسم بعد از آن يک آيينه به تمام معنا از مديريت حاکم بر اين بخش (که به نظر نويسنده بسيار نزديک به جو حاکم بر کل مديريت کشور نيز مي باشد) بود. چند نکته به نظرم رسيد که به آنها اشاره مي کنم: - گوينده چندين بار گفت که اين جامي که مي بينيد، جام قهرماني ليگ فوتبال است. ولي به قهرمان اهدا نمي شود. چون ممکنه براش اتفاقي بيفته و خراب شه. از اين موضوع دو نتيجه ميشه گرفت: يا اينکه افرادي که جام رو مي گيرن و يا محيطي که در آن جام اهدا ميشه، اينقدر بي نظم هست که يه جام نميتونه توش سالم بمونه و يا اينکه طراح جام (و مديراني که آن را تاييد کرده اند) اينقدر از نظر هوشي در سطح بالايي نبوده اند که بتونن تشخيص بدن اين جام قاعدتاً روزي قراره در يک جو پرشور و حرکت به يک تيم ورزشي اهدا بشه (توجه: نگاه کنيد به جام قهرماني بوندسليگاي آلمان که به شکل يک سيني است). - بعد از اينکه يک جام ديگه به نايب کاپيتان (در حالي که تنها دوربين صدا و سيما با همه تلاشي که کرد تونست چند تا سر به ما نشون بده که يه چيزايي بين کلي جمعيت دارن به هم ميگن در حاليکه همه دارن از پشت هل ميدن!) اهدا شد، يه 20 متري در دست بازيکنان استقلال بود و بعد از اون توسط يه سري آدم ديگه با لباس شخصي که نميدونم اونجا چيکار مي کردن و از کجا اومده بودن با يه سري حرکات اکروباتي گرفته شد و شروع به چرخ زدن کردند. ديگه هر کسي از راه ميرسيد جام رو مي گرفت و چند متري مي دويد تا يکي ديگه بياد بيفته رو سرش و جام رو بگيره. فکر کنم الان جام توي ميدون آزادي باشه. اگه بجنبيد شما هم ميتونيد يه دوري با اون بزنيد. واقعا بايد به مديريت اين مراسم تبريک گفت. چون تا حالا من در طي يک مراسم اينقدر نخنديده بودم. فکر کنم به عنوان يکي از برنامه هاي طنز توي صدا و سيما جايزه بگيره. - و اما آخرين نکته که از نظر اهميت بسيار زيادي داره. در حاليکه پرچم يا ابوالفضل و يا حسين در ورزشگاه دور قهرماني مي زد، قرار بر آن شد که در آن شلوغي و در چمن ورزشگاه آزادي (براي اينکه همه ببينن) دو رکعت نماز شکر خوانده بشه. اما در حين برگزاري نماز: دسته گلي در وسط نماز به يکي از نمازگزاران داده شد که بنده خدا رو مجبور کرد بي خيال نماز شکر بشه. يکي از پشت شيرجه زد روي رديف آخر نمازگزاران! در طي نماز آتش بازي و هل هله بر پا بود و ... . به نظر من اين اعمالي که بعد از مراسم انجام شد، نه تنها نتوانست روح ارزشي که مديران استقلال سعي داشتند نشان دهند در تيم وجود دارد را به نمايش بگذارد بلکه با مواردي که به اون اشاره کردم (اين موارد رو ميشد از طريق دوربين هاي صدا و سيما ديد، حالا اتفاقات ديگر بماند)، چيزي جز ريا و مسخره کردن اين ارزشها نبود. طوري که با هر کسي که در مورد بازي صحبت مي کردي، بجاي بازي به مراسم بعد از اون اشاره مي کرد.
مي خواستم جمله اي به عنوان پايان و جمع بندي بنويسم ولي اينو به خودتون واگذار مي کنم. فقط اميدوارم که مطلبي که ميخواستم به اون اشاره کنم رو درست ادا کرده باشم.
بعد نوشت: مثل اينکه سيستم کامنت اين وبلاگ مورد عنايت آقا فيلتر قرار گرفته. بدين جهت تا اطلاع ثانوي فقط از خارجه کامنت مي پذيريم!
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Ata Khalighi Sigaroudi
| 1:24:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Thursday, April 20, 2006
|
چاه «ملي»
 «...حالا ديگر همه اسم طرح ملي نرمافزارهاي آزاد/متنباز را شنيدهاند، روزي و هفتهاي نيست كه خبر و يا گزارشي از فعاليتهاي نرمافزارهاي آزاد/متنباز در مطبوعات و خبرگزاريها منتشر نشود، حالا ديگر همه با جديتي بيشتر، فعاليتهاي طرح را دنبال ميكنند، همه ميخواهند بدانند تا كجا پيش رفتهايم، و چقدر تا داشتن يك سيستم عامل فارسي بومي شده(سيستم عامل ملي) را باقيست...»
اينها بخشي از كاتالوگ كوچك چهار صفحهاي «افق لينوكس» است كه با عنوان «ماهنامه علمي-پژوهشي طرح ملي نرمافزارهاي آزاد/متنباز» چاپ شده و با دستكم يك ماه تاخير، به دفتر مجله رسيد، و ظاهرا يكي از مهمترين فعاليتهاي اين مجموعه در زمينه اطلاعرساني و فرهنگسازي است. فعلا از حاشيهها ميگذرم(اين كه انتشار اين خبرنامه فقير و لاغر با حمايت «شوراي عالي انفورماتيك» و «شوراي عالي اطلاعرساني» و... چقدر ميتواند مايه شرمندگي باشد، آن هم با عنوان «پژوهشي» كه كاملا خلاف قانون است، براي چيزي شبيه كاتالوگ يك شركت براي حضور در يك نمايشگاه دست چندم داخلي و...)، سؤالات مهم ديگري هم هست كه تفصيل آن را به بعد ميگذارم، مانند بعد تجاري قضيه(كافي است اشاره كنم كه چندي پيش در سميناري كه مركز پژوهشهاي مجلس براي همين پروژه سيستم عامل ملي ترتيب داده بود، سعيدي رييس نظام صنفي رايانهاي هم با همين نگاه از مدل تجاري كار انتقاد كرد، يعني اين كه مجموعههايي با حمايت و رانت دانشگاه وارد حوزه تجاري شركتهاي كاملا خصوصي شوند، نكتهاي كه به نظرم كاملا جاي بحث دارد، هرچند در همان سمينار توانستند موضوع را درز بگيرند.)
به هر حال فعلا فقط نظرم به همان جملات ابتدايي است، كه سعي دارند القا كنند كه همه چيز مرتب است، و همه موافق و منتظر، و ملالي نيست جز دوري «سيستم عامل ملي». ولي با شرمندگي از اين دوستان پرتلاش و براي ثبت در تاريخ اعلام ميكنم كه نه! چنين نيست! مشكل به مراحل قبل از اين تعريف و تمجيدها و به اصل موضوع برميگردد، مانند هر چيز «ملي» ديگر در اين كشور، هنوز كسي شيرفهم نشده است، متخصصين، اهل فعاليت و تجارت اين حوزه، و نيز رسانههاي تخصصي. البته نزديكي با يكي دو رسانه براي هيچكس كار سختي نيست، الآن ديگر برخي شركتهاي گمنام هم به مدد رابطه با برخي خبرنگاران ميتوانند اخبار خود را به صورت محدود در خبرگزاريها منتشر كنند، چه رسد به طرحي ملي با كلي بودجه. كاش مسئولين طرح، ارزش افكار عمومي و طرز مواجهه با آن را جديتر بگيرند، خصوصا در لايههاي متخصصين اين صنعت، چرا كه به ادعاي خودشان همه اينها به زودي كاربر محصول آنها خواهند بود. راستي اگر اين پروژه نتواند توفيق يابد، چه كسي پاسخگو خواهد بود؟
يك اتفاق مهم كه سال گذشته افتاد، تغيير نام پروژه براي گستردهتر كردن سطح پوشش آن بود، ولي جالب آن كه همين كار ساده هنوز در نام سايت رسمي اين پروژه عريض و طويل چندساله اعمال نشده، گويا در پيچ و خم اداري گير كرده باشد. نكته مهم ديگر، نقش حمايتي شركت دادهپردازي است. هرچند مدتي پيش در اين زمينه جنجالي به پا شد و آخر هم معلوم نشد كه نقش شركت چيست، اما اوضاع و تحولات نگران كننده آن، قطعا در روند اين پروژه ملي بيتاثير نخواهد بود.
اگر مايليد بيشتر بخوانيد: - با پشتيباني شركت دادهپردازي ايران، لينوكس وارد بازار ميشود. - كارآمد: لينوكس با امكانات فارسي - ويندوز از نظر امنيتي، بياعتبار است(از مديران دادهپردازي) - حكايت متن باز(نيما رسولزاده) - 8 مدير عامل در 3 سال! (در باره دادهپردازي)
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Mahmoud
| 9:31:00 AM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Monday, April 17, 2006
|
با شرح!
سلام، من همون عطا خليقي سيگارودي سابقم بدون هيچ گونه تغيير ماهيتي و شکلي. محمود اروج زاده عزيز اولين کسي بود که پس از راه اندازي سرويس پرشين بلاگ با ما تماس گرفت و از اونجايي که سابقه آشنايي قبلي وجود داشت (هر چي توطئه هست از اين دانشگاه خواجه نصير بلند ميشه) رابطه بهتري بر قرار شد تا اينکه بنده پس از گذشت 4 سال دارم اينجا که يه روزي به عنوان خواننده بهش سر مي زدم، مي نويسم. در حضور اساتيد در اين وبلاگ، بنده با وجود وزن زياد فيزيکي، کوچکم. اميدوارم شروعش با پايانش يکي نباشه.
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Ata Khalighi Sigaroudi
| 9:23:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
|
|
اینترنت ارزان و اینترنت ملی
یکی از توجیهات مدافعان اینترنت ملی بحث ارزان شدن اینترنت است که بارها اعلام شده و حتی وزیر محترم ارتباطات نیز از رایگان شدن اینترنت خبر داده بود. در این خصوص عجالتا یه نکته مهم: اخیر به مدد شبکه هوشمند امکان ارایه سرویس دسترسی به اینترنت بدون کارت و کلمه عبور و ... مهیا شده است ، مشگل اینجاست در این سرویس توپ کاملا در زمین مخابرات است و متاسفانه قیمت آن را نیز انحصارا مخابرات مشخص می کند. در حال حاضر قیمت هر ساعت دسترسی 300 تومان است که مبلغ ناقابلی از آن( 90 تومان در هر ساعت) سهم مخابرات است و مابقی سهم شرکت های سرویس دهنده. حال سوال اینجاست چرا علی رغم شعارهای مسوولین مبنی بر لزوم ارزان کردن اینترنت و حتی رایگان کردن آن مخابرات قیمت را تقریبا سه برابر کرده(در مقایسه با اینترنت کارتی) و چرا سهم خود را 30 درصد در نظر گرفته. راستی مشگل گرانی اینترنت نبود شبکه ملی اینترنت است!!؟؟؟؟؟
|
|
|
نوشته شده
توسط:
PARSA
| 5:04:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Sunday, April 16, 2006
|
جستوجو در ميان درياي وبلاگها
راهاندازي امكان «جستوجو در وبلاگها» از سوي «بلاگاسكاي» را شايد بتوان چرخش به سمت ارائه خدمات كيفيتر دانست، كه لاجرم سطح سرويسدهندههاي فارسي را به پلهاي بالاتر از پيش فراميخواند. البته در شرايط جديد، ارائه خدمات تازهتر، خواه ناخواه توجه سرويسدهندگان را به خود معطوف خواهد نمود، اما سرعت در اين موضوع، چه بسا وب فارسي را نيز ارتقا بخشد.
نكتهاي كه در چندساله اخير ذهن كارشناسان را بخود مشغول كرده بود، اين بود كه فضاي وبلاگهاي فارسي با وجود پويايي و غنا، به فضايي منزوي و جداافتاده از ديگر بخشهاي پهنه وب بدل گردد. واقعيت اين است كه براي خيليها كه بيرون از فضاي وبلاگستان ايستادهاند، و از سخنان و بحثهاي تكراري چند سال اخير در باره شكلگيري پديده وبلاگنويسي فارسي و موج فزاينده عجيب آن، و نيز تاثيرات گوناگونش بر فرهنگ و سياست و اجتماع و... سردرنميآورند-شايد هم برايشان اهميتي ندارد- تنها چيزي كه ميتواند مهم و مفيد باشد، دسترسي ساده به ماحصل اين موج چند ساله است، يعني نخستين خواسته ساده هر كاربر در دنياي وب، آن هم بدون نياز به ورود به كلونيها و دستهبنديهاي موجود در اين فضا. از اين نقطه ديد، اين سرويس قطعا با نيمنگاهي به كاربران غيروبلاگي تدارك شده، اعم از محققين، روزنامهنگاران، نويسندگان، و همه كاربران انبوهي كه نيازهاي فراوان و متنوعي در وب دارند(همان طور كه در توضيح بلاگاسكاي هم بر آن تصريح شده است). بدينسان دور از انتظار نيست كه تلاش براي اشتراك محتواي موجود فارسي، رنگي جديتر به خود بگيرد. اين سرويس اگر اندكي به تعامل همه پهنه وب فارسي بيانجامد، نتيجتا در شكلدهي به محتواي فارسي موجود بيتاثير نخواهد بود.
تكميل: جالب آن كه «بلاگفا» هم بلافاصله اين سرويس را به راهانداخت. بدين ترتيب طبيعي است كه كاربران توقع داشته باشند كه «پرشينبلاگ» هم از اين قافله عقب نماند و به اين نياز مهم، پاسخ گويد.
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Mahmoud
| 1:20:00 AM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
|
نمی دونم! شاید حق با اونا باشه. در حال تهیه گزارشی از وضعیت وبلاگها و وبلاگنویسی در ایران هستم (برای اون طرف آب). نمی دونم، شاید یکی دو ماهی طول بکشه. تو این چند روز بیشتر از حد معمول وبلاگ خوندم (و باید بخونم). تجربه وبلاگنویسان در شروع به کار و بعضا در ترک وبلاگنویسی، انتقال وبلاگ و موارد دیگر خواندنی است.
از وبلاگنویسان که بگذریم، نکته ای که در سرویس دهنده های فارسی مخصوصا پرشین بلاگ و بلاگفا (این دو تا بد جوری با هم کل کل دارند، اولی راه رو برای بقیه باز کرد، دور موتورش کم شد و حالا دوباره سرعت گرفته و دومی که از همون اول تخت گاز اومد و همچنان می ره) برام جالبه اینه که بعد از لاگین کردن مجبوریم اونقدر بایستیم تا "اچ تی ام ال ادیتور" اونها لود بشه. واقعا وقتی اینترنت کنده خیلی اذیت می کنه!
مگه واقعا با هر بار لاگین کردن قصد نوشتن مطلبی داریم؟ من با بلاگر، وردپرس و بلاگ اسپیریت کار کرده ام، هیچکدوم از اونها اینجوری نیستند.
می شد به جای اینکار صفحه مدیریتی را سبک ترکرد و مثلا چند تا گزارش ساده ارایه داد و کاربر خودش بعد از لاگین کردن تصمیم بگیره که چکار کنه.
نمی دونم شاید حق با اونا باشه! ولی من هم راست میگم!!
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Mehdi Roudaki
| 1:08:00 AM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Friday, April 14, 2006
|
باز هم در باره اينترنت ملي
زماني كه طرح «اينترنت ملي» مطرح شد، با واكنشهاي زياد و مخالفت صاحبنظران در بخشهاي خصوصي و دولتي مواجه شد، تا جايي كه حتي يكي از معاونان وزارت ICT آن را اشتباه دانست و عنوان رايج «اينترانت» را معناي صحيح آن معرفي نمود. سرانجام هم مجلس شوراي اسلامي به دليل عدم توجيه آن و نيز نامفهوم بودن طرح، از تاييد آن خودداري نمود. با همه اين مخالفتها، شوراي عالي IT نظر به راهاندازي پروژهاي مطالعاتي براي بررسي آن داد. مطرح كننده اين طرح در جايي گفته بود اگر حداقل فايده اين طرح اين باشد كه باعث ايجاد بحث و اظهارنظر صاحبنظران شده باشد غنيمت است! اخيرا هم مديركل دفتر امور اجرايي IT وزارت ارتباطات با همين رويكرد گفته: «با مطرح كردن پروژه اينترنت ملي، نقد و نظرهاي متفاوتي شكل گرفت كه اين مسئله سبب توجه بيشتر به بحث اينترنت در كشور شد، به طوري كه اكثر كارشناسان در خصوص ساختار شبكه IDC وترافيك بين الملل نقطه نظرات خود را عنوان كردند.»
اما عليرغم عدم توفيق مديران وزارتخانه در تثبيت اين طرح، ظاهرا درصددند به هر قيمتي آن را دنبال كنند، زيرا اخيرا وزير سخن ديگري در اين زمينه عنوان نموده است: «این موضوع از 12 سال پیش از سوی مقام معظم رهبری عنوان شده و ما آمادهایم به محض تکمیل زیرساختها در استانها نسبت به راهاندازی آن اقدام کنیم.» هموطن سلام
|
|
|
نوشته شده
توسط:
CCW
| 3:17:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Monday, April 10, 2006
|
شايد آخرين گفتوگو با دبير شوراي عالي اطلاعرساني سابق و مجري تكفا!
روزهاي آخر سال پيش، وعده يكسالهاي كه ماهنامه براي مصاحبه با نصرالله جهانگرد داشت بالاخره نقد شد، و با ايمان بيك گفتوگويي كم و بيش چالشي با او انجام داديم؛ البته اين كه با قاطيت نميگويم چالشي به اين دليل است كه اصولا جهانگرد مثل ماهي لغزندهايست كه به سادگي از دستان شما فرار ميكند، و همان طور كه قبلا هم نوشتهام، كار انتقادي با او آسان نيست، اين را البته بايد به حساب تجربه و كاركشتگي او هم گذاشت. همين چند ساله درخشش او هم نتيجه سياستداني عميق و رفتار سنجيده اوست. خود او ميگويد: «اين اعتماد به ما كمك كرد همه جا حمايت شويم. آنها به تصميمات و كارشناسي ما اعتماد داشتند و ما نيز به اين دستمايه بزرگ تكيه كرديم و مراقب آن بوديم و به همين خاطر از خيلي مسائل دور ايستاديم و اگر تعبير ميشود كه لابيگر توانمندي بوديم يا به اصطلاح سياسي «محافظه كاري» كرديم به دليل اين بود كه معتقديم اين سرمايه متعلق به عموم ملت است و...»
البته با كمك ايمان سعي كرديم شكل رايج گفتوگوهاي رسانهاي با جهانگرد را كمي تغيير دهيم، و رنگ و بوي انتقادي به آن بدهيم، چرا كه الآن و در پايان دوره تكفا، بررسي و ارزيابي آن ضروري است.
سه سال پيش و در اولين روزهاي تكفا بود كه از طرف ماهنامه، گفتوگويي با او داشتيم، و حالا در پايان اين دوره هم گفتوگوي دوم انجام شد. متن كامل اين مصاحبه را در ايتنا بخوانيد.
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Mahmoud
| 10:01:00 AM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Sunday, April 09, 2006
|
بلاگاسكاي 3 ساله شد
«... 3 سال از تولد بلاگاسکای میگذرد... گذر این سالها مانند عبور از مسیری پرفراز و نشیب بود که غمها و شادیها و مشکلات بسیاری به همراه داشت. هرچند بسیاری از مشکلاتی که BlogSky با آن روبرو بود از دید کاربران پنهان بود، اما در لحظه لحظه آن، کاربران BlogSky یار و همراهی شکیبا بودند. شاید امروز که BlogSky با عبور از موانع بسیار به نقطهای امن و قابل اطمینان رسیده فرصت مناسبی باشد که نگاهی به مسیری که با هم طی کردیم بیاندازیم... بلاگاسکای در سال جدید که چهارمین سال فعالیت خود را آغاز مینماید، برنامهها و طرحهای جدیدی دارد و امیدوار است تا با تقویت کادر مدیریتی و فنی خود بتواند رویکردی نوین به حوزه فناوری اطلاعات به ویژه فضای مجازی داشته باشد...» متن كامل
رسيدن به مرز 4 سالگي را، آن هم در دياري كه كار طولانيمدت و پايدار در آن به غايت دشوار است، بايد به دوستان خوب بلاگاسكاي و كاربران آن، و همه پهنه وبلاگستان فارسي |