Sunday, November 26, 2006
|
وبلاگ بزنم، فيلتر میشود! (گفتوگو با سعيد ابوطالب) سعيد ابوطالب يکی از نمايندگان مجلس شورای اسلامی است. نمايندهای که قبل از اين خبرنگار بوده و در کار رسانه. او طرح استفاده مدیریتشده از ماهواره را در مجلس دنبال میکند که طبق این طرح، سازمان صدا و سیما موظف است حداکثر تا شش ماه، با راهاندازی حداقل سه شبکه تلویزیونی با گستره کشوری، نسبت به دریافت و پخش همزمان آن دسته از برنامههای شبکههای ماهوارهای که مغایر با ارزشها و مبانی فرهنگ اسلامی و ملی نباشد، اقدام نماید. درباره اينترنت و ماهواره هيچ کس را پيدا نکرديم که مناسبتر از او باشد چرا که هم رسانه را به خوبی میشناسد و هم کسی است که از پشت پرده اين اتفاقات و تصميمگيریها با خبر است. اين گفتوگو در خانه آقای ابوطالب انجام شد و در محلهای که او بيش از سی سال است ساکن آنجاست. خيابان 17 شهريور. اين گفتوگو را میتوانيد اينجا بخوانيد.
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Nima Akbarpour
| 5:06:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Saturday, November 25, 2006
|
مش قنبر و تعليق فدراسيون فوتبال
تعليق فدراسيون فوتبال جمهوري اسلامي ايران و جلوگيري از حضور تيم هاي فوتبال ايران در بازي هاي بين المللي را به همه ايرانيان هميشه در صحنه تبريک مي گويم. مقاومت دليرانه مديران ارشد ورزش در برابر خواسته هاي منطقي و اساس نامه هاي بين المللي جاي تبريک دارد. مديراني که در همين يک ماهه نشان دادند دوپينگ و عدم پايبندي به قوانين زورگویانه بين المللي حق مسلم ماست. مديراني که در جواب سوال خبرنگاران که چرا پس از دوپينگي بودن 9 نفر از 11 نفر از ورزشکاران وزنه برداري ما (که البته رکوردي جديد در دنياي ورزش محسوب مي شود) و رفتن آبروي ورزش کشور، از مردم عذرخواهي نکرديد (استعفا طلبتان) گفتند، به مديران زير دست گفتيم عذر خواهي کنن. احتمال ميدم مش قنبر (آبدارچي دفتر وزنه برداري علي آباد کتول رو مي گم) عذرخواهي کرده باشه، بنده بي خبرم. و البته تبريکي مخصوص به صدا و سيما که در اقدامي هماهنگ، اين تعليق را خورده شدن حق ايران توسط فيفا اعلام کردند. هم چنين اين سازمان اعلام کرد که از اين پس مقداري از بودجه خود را از صادرات سنگ پا به اقصي نقاط جهان تامين خواهد کرد. اگر اعلام همه جانبه و ممتد مديران ورزش در مورد عدم نگراني در مورد راي فيفا، تشويش اذهان عمومي نيست، پس من مش قنبرم. پيش بيني: صدا و سيما خبر داد که سازمان ترتيب بدني همگام با دولت، اعلام کرد که با هرگونه تعليق مخالف است. بدين منظور از خارجي ها خواستيم که خودشان تعليق کنند و آنها نيز عقب نشيني کرده و تعليق را اجرا نمودند.
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Ata Khalighi Sigaroudi
| 1:46:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Friday, November 24, 2006
|
دفاع و انتقاد
گفتوگوي تازه ايسنا با احمد معتمدي وزير پيشين ارتباطات و فناوري اطلاعات كه ضمن مباحث كلي، كنايههايي هم به وضعيت موجود دارد، خواندني است، مخصوصا دفاع از فعاليت GCها و همچنين انتقاد از شعارزدگي در عرصه توليد و به ويژه ادعاي توليد گوشي موبايل: «... مطمئنا در هيچ كشوري همه چيز توليد نميشود. توليد، بايد مزيت كشور محسوب شود و نبايد به اقيانوسي به عمق يك وجب تن داد... کمتر از ده درصد ارزش را تشکيل ميدهد و 90 درصد بقيه به دانش فني و نرمافزار و طراحي است، توليد گوشي تلفن همراه هم با در نظر گرفتن ارزش افزوده توليد براي كشور و منافع ملي غير ممكن است؛ مگر اين كه به دو برابر قيمت به مصرفكننده فروخته شود و هزينه خسارت را مردم متقبل شوند...»
|
|
|
نوشته شده
توسط:
CCW
| 12:58:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Saturday, November 18, 2006
|
اينترنت ، پرينت ورژن !
بخشي از گفتوگوي مهر با مهدي كروبي: آقای کروبی! اهل وبگردی و گشت و گذار در اینترنت هم هستید؟ - نه، مطالب اینترنت و سایتها را برایم به صورت پرینت شده ميآورند.
* البته اين فقط حكايت آقاي كروبي نيست، غالب مديران گذشته و آينده همينطورند، يا از اينترنت ميترسند، و يا آن را خيلي ناچيز ميشمارند كه ارزش وقت گذاشتن را ندارد!
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Mahmoud
| 1:32:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Sunday, November 12, 2006
|
گوگل در تبريز
ماجراي گوگل و شهر تبريز هم داستاني ديدني شده است، به يكباره كلي اظهارنظر و صدور فرمان، از سوي كلي مسئول و مدير، كه شايد برخي از آنها تاكنون نام گوگل را هم نشنيده باشند!
اگر بخواهيم مسئله را به سادگي(يعني با دست و نه با دندان!) بررسي كنيم، قضيه چيست؟ در واقع آنچه موضوع اين غوغاست، يك فيلم كوتاه است كه توسط يك كاربر در قسمت عمومي گوگل آپلود شده است، كاري كه هر كاربر ايراني هم ميتواند انجام دهد و مثلا آذربايجان و تركيه و... را در آن متعلق به ايران قلمداد كند. جالبتر اين كه فيلم موردنظر اصولا متعلق به سازمان ميراث فرهنگي ايران خودمان است! بنابراين تا اينجاي مسئله، موضوع حداكثر در حكم يك پست وبلاگي است كه نويسنده ميتواند ادعاهاي سياسي فراواني در آن كند(چيزي كه در دنياي وبلاگها كاملا رايج است) ولي آيا قرار است كه همه از كار و زندگي خود بيفتند و به اظهارنظر و پاسخ در اين زمينه بپردازند؟ و يا مثلا آن سرويسدهنده وبلاگ را مورد حمله قرار دهند؟
برخي مديران محترم هم نگاهي تودهاي به كاربران اينترنتي دارند كه همانند دستور به انجام يك تظاهرات، كاربران را به «اعتراض سراسري» فراميخوانند. به نظر من اين اتفاق يك سويه ديگر هم دارد كه مهمتر است. اين مسئله، وجود يك چاله اطلاعاتي و اطلاعرساني را به ما نشان ميدهد، كه چگونه مديران كشور را ميتواند به سادگي تحت تاثير يك خبر ناقص قرار دهد، تا سخناني بيشتر از سر هيجان يا باب طبع امواج موجود خبري بگويند. ضمن اين كه البته بهانه خوبي هم براي اظهارنظر يا ايجاد امواج اينترنتي و پتيشننويسي و... خواهد بود، مخصوصا براي ما كه كشورمان اصلا عادت به آرامش ندارد، تا همه با آسودگي به كار و فعاليت بپردازند و حتما بايد يك سوژه براي ايجاد بحران و... داشته باشيم.
پسنوشت: روزنامه فناوران اطلاعات، در ستون ورودي شماره سهشنبه خود، توضيح خوبي داده است. به نظر من اقدام فناوران كه از توضيح منطقي پيرامون مسئله فرار نكرده، بلكه با احترام به مخاطبينش و عذرخواهي، خواسته خوانندگان را متوجه روزنامهنگاري حرفهاي كند، قابل تحسين است، هر چند البته اين روزنامه خود در باره اين خبر، اظهارنظري نكرده بود، و فقط خبرهاي ايسنا را منتشر نموده بود. ولي متاسفانه ايسنا در اين ميان نمره خوبي نياورد.
تكميل: - گوگل بايد درش را گِل بگيرد!(عصيان) - گوگل، تبریز و خبرنگاران بی دقت (قاجار)
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Mahmoud
| 10:42:00 AM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Wednesday, November 08, 2006
|
انتخاب بک مدير جديد در سرويس هاي وبلاگ
خبري در قسمت اخبار سرويس وبلاگ BlogSky با عنوان توسعه تيم مديريتي BlogSky منتشر شده است، که خيلي جالبه. جناب آقاي مهندس اروج زاده به عنوان يکي از مديريان اين سرويس مشغول به فعاليت شدند. بنابراين از اين پس ايشون علاوه بر سمت ها و القاب قبلي (بخصوص ITالممالک) به عنوان يکي از مديريان سرويس وبلاگ BlogSky شناخته خواهند شد. يادم هست در زماني که در پرشين بلاگ مسئوليت اجرايي داشتم، قرار بود که ايشان به عنوان مدير رسانه اي با پرشين بلاگ همکاري کنن که با مجموعه مديريتي جديد به توافق نرسيدند. حالا مي بينم که مديريان BlogSky که اولين رقيب پرشين بلاگ هم بودن، اومدن و با جناب اروج زاده به توافق رسيدن.فکر مي کنم که شما هم با من موافق باشين که در هر کاري، کار را بايد به کاردان سپرد. از آنجاييکه تقريباً تمام سرويس هاي اينترنتي ما ايراني ها رو، يک سري نيروي هاي صرفاً فني ايجاد کرده اند، براي همين هم در امور غير فني ضعف بزرگي در اين سرويس ها ديده مي شده و مي شود. در سرويس هاي محتوايي مثل سرويس وبلاگ ارتباط با وبلاگ نويسان و کاربران و در کل روابط عمومي و رسانه اي، نقش مهم تري داره. به همين جهت استفاده از مديريان حرفه اي در اين امور مي تونه نقش موثري در جذب و حفظ کاربران يک سرويس اينترنتي داشته باشه. انتخاب آقاي اروج زاده رو هم به ايشون و هم به مديراين BlogSky تبريک مي گم.اميد است اين همکاري پايدار و موفق باشد.
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Ata Khalighi Sigaroudi
| 3:04:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|
Tuesday, November 07, 2006
|
جاده لغزنده است ...
همه ميدانيم شرايط اقتصادي، اخلاقي، رواني و رقابتهاي رايج، آن هم در جامعهاي مانند جامعه ما كه تنش و تصادم در آن كم نيست، باعث ميشود كه برخي صفات در ميانمان پررنگ باشد، و اگر بخواهيم فعاليت در اين جامعه را ادامه دهيم، چارهاي نيست جز آن كه تحملش را داشته باشيم، و كمي پوستكلفت شويم.
«دوبههمزني» يكي از اين صفات است كه متاسفانه در جامعهمان آن را به وفور ميبينيم، انگار كه خوب بودن افراد با يكديگر، مانع ترقي و پيشرفت ديگران است، و انگار كه اگر ديگران بلند شوند، ما نميتوانيم رشد كنيم، و حتما بايد ديگران را به زمين بزنيم تا بتوانيم روي دوش آنها بايستيم و كمي بلندتر شويم. باور كنيد خيليها از بيم همين حسادت و زيرآبزني ديگران است كه از مسير پيشروي و ترقي ميترسند: «بابا مگه بيكاري كه خودتو جلوي آدماي بدخواه و حسود، تابلو كني كه زيرآبتو بزنن؟!» و در نتيجه، قابليتهاي بسياري از مردم در نطفه خفه ميشود. بهرام بيضايي جايي در اظهارنظري انتقادي به برخي مديران ميگفت: «شما درختان بلند را قطع ميكنيد كه بر شما سايه كردهاند، و چمنهاي كوتاه را زياد ميكنيد كه هميشه زير پايتان باشند...» ظاهرا اين روش ناسالم و ضدپيشرفت، فقط يك عادت مديريتي نيست، بلكه آنقدر در دوروبرمان ميبينيمش كه بايد بگوييم جزو عادات ملي شده است! چرا كار جمعي و همفكري و اشتراك منافع بين ما پا نميگيرد؟ چرا عمر همكاريها كوتاه است؟ چون با ريشه گرفتن هر همكاري و با ديده شدن آثار هر موفقيتي، ماشين تخريب و حسادت فعال ميشود. گويا ما مردمي ضدانگيزه هستيم، ضدموفقيت؛ هر چيزي را كه بتواند ايده موفقيت را همان ابتدا سركوب كند يكجا داريم! واقعا تحفه!
در يكي از پستهاي وبلاگ آيتيايران، كامنتي آمده بود كه به دليل لحن تند و جنگطلبانهاش، مورد بحث و گمانهزني دوستان قرار گرفت. طبعا مثل هميشه اسامي و نامزدهايي هم به عنوان نويسنده احتمالي آن مطرح ميشد. من با همين مقدمه دراز كه اينجا گفتم، ترديدي نداشتم و ندارم كه اين فقط يك شيطنت احمقانه است، و ربطي به موضوع نوشته و مخاطبان هدف آن ندارد. بخشي از آثار يك ذهن نازيباست كه فقط و فقط نگاه به تخريب، و به هم زدن ميانهها دارد، در واقع بازي يك روان نژند است، كه فقط ميخواهد كافه را به هم بزند و بس.
با اين نگاه، شايد يافتنش چندان هم سخت نباشد، ولي از اين دست زياد ديدهايم، و باز هم خواهيم ديد، جدياش نگيريم!
|
|
|
نوشته شده
توسط:
Mahmoud
| 7:31:00 PM |
لينك ثابت
.....................................................................................................
|